چه قدر حقیرند مردمانی که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه اراده ی
دوست نداشتن نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته
نشدن با این حال مدام شعر عاشقانه میخوانند...!!!
سالهاست کور شده ایم قرنهاست که کر گشته ایم حتی صدای طپش قلب خویش را از یاد برده ایم سالهاست که قلب را انکار کرده ایم و در سر زندگی می کنیم سالهاست که بودن را با ماندن اشتباه گرفته ایم
این را باید بدانیم
هیچ بارانی نمی بارد؛مگرصفا دهد؛هیچ گلی جوانه نمی زند؛مگرهدیه شود هیچ خاطره ای زنده نمی ماند؛مگرشیرین باشد؛هیچ لبخندی نیست؛مگر شادی بیاورد
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 10:43 توسط فریبا
|