من راضي ام . من به تقدير معتقدم . من چيزهايي فهميده ام كه به من كمك ميكند كمتر غصه بخورم . اينكه همه چيز تمام شدني ست . اينكه كسي مال كسي نيست . اينكه شاديهاي دنيا بين همه آدمها تقسيم شده است و هر كسي به سهم خودش ميرسد . و من سهمم را گرفته ام تا بحال. من راضي ام .چون كسي بوده كه عاشق من بوده و تا سر حد مرگ برايم از دل و جانش مايه گذاشته .قرار نبوده كه اين داستان تا آخر ادامه داشته باشد . اصلا بي نمك ميشد اگر هميشگي بود .ميخواستم خودم انتخاب كنم چيزي را، نه هميشه انتخاب شوم فقط .من راضي ام چون كسي را دوست داشته ام خيلي زياد . خودم انتخابش كردم و با تمام توان دويده ام تا برسم . و دوست داشتنم حسابي هم مزه دار بوده و پر از خاطرات قشنگم . قرار نيست كه من در حصار لحظه ها بمانم . دوست داشتن چيزي نيست كه زود از ياد آدم برود . خاطرات قشنگ هميشگي اند .حالا ميدانم كه همه چيز موقتي ست. اصلا طبيعتش اين است. مثل عمري كه ميگذرد و تمام ميشود . اينها واقعيت هستند. آخر مگر آدم چه ميخواد از زندگي؟!همين كه دوستت داشته ام و تو برايم در دنيا يگانه بوده اي و خواهي بود كافي نيست؟ همين كه هميشه دوستت خواهم داشت حتي اگر نباشي و نبينمت !..همين كه تو اولين بوده اي براي من . اولين كسي كه حس زيباي بودن را به من هديه كرد. انتظارات و توقعات ما چيزهاي غير اصيل و اشتباهي هستند . دوست داشتن واقعي محدود نميكند . در انحصار نميخواد تسلط نميخواهد. آزادي ميدهد . و من هر زمان فكر كنم كه تو شادي و حسهاي زيبايي را تجربه ميكني سرشار از شادي خواهم شد .
قرار نيست دوست داشتنمان با چسبندگي هايمان و تكرار شدن هايمان كهنه شود و بپوسد .آن چيزي كه ته دل من هست آنقدر عميق هست كه ميتواند تو را ببيند با هر كسي !!!... ولي شاد ! و خشنود باشد . هر چند سخت است . سختي اش از بخل نيست . از آن لحظات زيبايي هست كه با تو داشته ام و ميدانم براي ديگران تكرار نخواهد شد . نه اينكه نخواهم كه براي ديگران باشد. فقط همين كه ديگر براي من نيست و بايد به حافظه اتكا كرد والا خوب ميدانم كه هيچ جيز دائمي نيست . نميخواهم با تو بودنم طولاني و كسل كننده باشد كه رنگ دلزدگي بر آن بنشيند. ميخواهم هميشه خاطراتي باشد كه ياداوري اينكه يك روز بوده اند تمام زندگيم را روشن كنند و طعمش بيايد زير زبانم و احساس خوشبختي كنم ! زندگي من همين دلخوشي هاي ساده اند !